آمار وب سایت:
بازدید امروز : 1 بازدید دیروز : 28 بازدید هفته : 40 بازدید ماه : 29 بازدید کل : 39091 تعداد مطالب : 112 تعداد نظرات : 310 تعداد آنلاین : 1
اولي: تو فكر مي كني با ديدن عددها مي توان آينده را پيش بيني كرد؟
دومي : بله، مادر من مي تواند . چون از اول سال كه مادر كارنامه ام را ديد گفت : تو آخر سال از رياضيات تجديد مي شوي . و اتفاقا همينطور هم شد
پدر : از پسر همسايه ياد بگير ، درست هم سن و سال تو است ولي شاگرد اول شده .
پسر : پدرجان شما هم كه هم سن و سال دايي هستيد چرا مثل او دكتر نشديد ؟
دزدي به خانه اي رفت . چون چيزي براي دزديدن پيدا نكرد عصباني شد و مشق بچه هايش را خط زد .
شخصي خودكارش تمام مي شه ، ترك تحصيل مي كنه
معلم: قوي ترين شخصي را كه مي شناسيد كيست؟
شاگرد: صاحبخانه....!!!!
اولي: اگه تو خالي نمي بندي و قبلا چين بودي اسم يكي از خيابون هاشو بگو ؟
دومي كمي فكر كرد و گفت : خيابون بروسلي
به يكي ميگن عموت مرد..
ميگه : اي ول تريپ مشكي .!!!!
از يك نفر كه رشته اش دامپزشكي بود پرسيدند:رشته تحصيلي شما چيست؟
طرف براي اينكه رشته اش با كلاس باشه ميگه:رشته دامپيوتر شاخه پشم افزار
يه مورچه ي پسر دچار افسردگي مي شود . مامانش او را نزد يك روانپزشك برد. روانپزشك پسر را معاينه كرد و از پرسيد چي شده؟
مورچه ميگه : عاشق يكي شدم ، رفتم جلو ديدم تفاله چاي است!!!!
يك لامپ مي سوزد به آن پماد سوختگي مي زنند.
ماه محرم دكتر به ديوانه خانه مي رود و مي بيند همه جشن عروسي گرفتند ولي يكي ساكت است. فكر مي كند شايد حالش خوب شده ازش مي پرسد: چرا تو ساكتي؟
ديوانه: آخه من عروسم.!!!!!
معلمي حرف لام را ، نون تلفظ مي كرد. يكروز به بچه ها درس الف را مي داد . به بچه ها گفت تكرار كنيد
بچه ها گفتند: انف
معلم گفت : وقتي من مي گويم انف شما ها نگوييد انف بگوييد انف .!!!!